زمـاني كه عشق از دري بگذرد
زجايي دگـر عقـل بيرون رَوَد
اگـر عـاقلي عشق را دور كن
هوس را به دست خِـرد گوركن
همه عاشقان مست و ديـوانه اند
هميشه به دنبــال افسـانه اند
اگر عقل گفتت كـه سرمايه ساز
هوس گويدت پــاك آن را بباز
به اين علت از عشق بــايد بُريد
كه از آن به جز غــم نيايد پديد