beautiful...jpg

یک شب به یاد چشمت در گوشه ای نشستم

اون وقت به احترامت چشم به گریه بستم

همچون نسیم و رویا بود آن هوای مستت

نازک بود از حریری آن نازهای دستت

سوگند به پاکی عشق پیمان و عهد بستیم

آن شب سکوت لب را با بوسه ای شکستیم

هرچند که بوسه هایت بوی هوس ندارد

لیکن بر این لب من احساس را برآرد

آن نام تشنه ات را سیراب گر نکردم

شرمنده ام زرویت که اجتناب کردم