هر چي شعر عاشقونست
هر چي شعر عاشقونست من براي تو نوشتم
تو جهنم سوختم اما ، مينوشتم تو بهشتم
اگه عاشقونه گفتم عشق تو باعث شه
اگه مردم تو بدون چه کسي باعث شه
انقدر عوض شدي كه من به جات خسته شدم
شب و روزات مث روز و شباي قديم نبود
از دس تفاوت روز و شبات خسته شدم
ديگه فرقي نداره پيشت باشم يا نباشم
تو يه بي تفاوتي ، من از فضات خسته شدم
دوس داري بري ، برو ، دلت مي خواد باشي بمون
من كه از تمام حرف و تصميمات خسته شدم
انقدر صدام نكردي از خودم بدم مياد
از اين اسم خودم و نگفتنات خسته شدم
يه روزي غريبه اي ، يه روز آشنا، من از
بازي زشت غريب آشنات خسته شدم
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۲:۰ ب.ظ توسط rk
|